تجربیات، یادداشتها و خاطرات یک معلم زبان

وقتی معلم زبان "آچار فرانسه" می‌شود!

واقعاً راست گفتند که : "هرکسی کار خودش بار خودش"

Everybody's Business Is Nobody's Business.

این درس دینی هم شده حکایتی... آغا ما یه 4 ساعت کم داشتیم بهمون دینی سال اول و سال دوم رو دادند که تدریس کنیم. ما هم از خدا خواسته گفتیم چی از این بهتر! دو جلسه زبان کار می‌کنیم، یه جلسه دینی! همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت. تو اون یه جلسه که دینی کار میکردیم 3-4 درس رو با هم میدادم و پیش خودم میگفتم: "بابا دینی رو دیگه اینا فوت آبند" !!! خلاصه گذشت و بعد مدتها گفتیم حداقل یه امتحانی بگیریم اینا یه نگاهی به کتابشون بکنن! آغا چشتون روز بد نبینه... سه روز پیش یه امتحان گرفتم (هم سال اول و هم سال دوم) .... . نمرات یکی از یکی قشنگتر... لامصبا یه جوابایی داده بودن که عقل جن هم نمی‌رسید... کاش بودین اینجا... تو عمرم اینهمه...

یه دوتا از جوابای این علمای عظام رو براتون می‌نویسم تا دم عیدی روحتون شاد بشه:

دینی اول:

- توشه‌ی سفر آخرت چیست؟

   عینک آفتابی، آب‌و‌غذا، کوله‌پشتی، چادر، ظرف‌غذا، بطری‌‌آب، لباس گرم !!!

 دینی دوم:

- ظرفی که سگ لیسیده را چگونه می‌توان تطهیر کرد؟

   آن را دو مرتبه با "ریکا" میشوییم.

********************************** 

حرف اضافه1: یه دو‌سه‌تا دیگه هم هست که اگه بنویسم حتماً فــیـــلـتر میشم. (مثل تعریف شهادت)

حرف اضافه2: واقعاً ‌راست گفتند که: ""کار هر گاو نیست خرمن کوفتن...""

حرف اضافه3: خدا منو ببخشه. انگلیسی که یاد نگرفتند هیچی دارن تو دین خدا بدعت میارن!

نظر یادتون نره!!!

+ نوشته شده در  ساعت 22:12  توسط "معــلـم زبان"  | 

یکی از دوستای گلم که خیلی بهش ارادت دارم و همیشه فکرای قشنگی داره، تو پست قبلی نظر داده بودند که باید خودمون معلمای زبان کتاب ها رو بر اساس روشهای تدریس جدید و به شکلی نوین و مفید طراحی کنیم:

نظرتون محترم، ولی من میگم:  

گیرم خودمون کتاب هم طراحی کردیم.!!!.. مگه میذارن چاپ بشه؟؟ پس اونایی که... چطوری شکماشونو بزرگ کنند. میدونی کیا نمیذارن؟ فقط کافیه یه نگاه تو بازار کتابهای کمک درسی بندازیم اونوقت میفهمیم کیا نمیذارن... این کتابا چطوری چاپ میشن؟... اگه کتابا عوض بشه، میدونی چقدر خرج رو دست اینا میفته تا دوباره بشینند و چیزای جدید بر اساس کتابای جدید بنویسند. الان تموم کارشون یه copy-paste هستش و خلاص و بعدش<< ویرایش نهم، دهم، ... تا ویرایش ‌nام...!!! . بخدا خودم پارسال یه کتاب دیدم که برای بچه‌ها چاپ شده بود و مثلاً میخواست آموزش vocab همراه با تصویر بده. بیشتر لغات کتاپ اشتباه املایی داشتند... کیفیت عکساشو که دیگه نگو "چترش" شده بود بادمجون!!! این کتاب چطوری چاپ شده؟... آره درست فهمیدی، حالا هر اسمی که بهش بدیم... زیرمیزی، آشنابازی و و و و و...  ادامه ندم بهتره چون میشه:

آب در هاون کوبیدن

To carry water in a sieve.

بازم چشم انتظار نظرات شمام...

+ نوشته شده در  ساعت 18:57  توسط "معــلـم زبان"  | 

حتماً شما هم کلاساتونو گروه‌بندی میکنید. آره ... میدونم ... اندر فواید گروه‌بندی سخن بسیار رانده شده و بنده در این مقال، جهت جلوگیری از اطاله‌ی کلام عرض دیگری را عرض میکنم...

من علاوه بر گروه‌بندی، برای هر دانش‌آموز خوبی یه partner متوسط یا ضعیفتر انتخاب می‌کنم و ازش میخوام که توی فعالیتهای خارج از کلاس نظیر مکالمه و همچنین موقع فعالیتهای داخل کلاس مثل حل تمرین بهش کمک کنه. به اینصورت که میگم دو‌به‌دو کنار هم بشینند و تو تموم فعالیتها به همدیگه کمک کنند. مثلا موقع حل تمرین اون پارتنر قویتره اول باید کمک کنه تا پارتنر ضعیفه تمرینو حل کنه بعد خودش. اگه هم جایی راهنمایی خواستن خودم بهشون کمک میکنم. من که راضی‌ام...

 

حرف اضافه1: امـــــــــا ... امــــــــــا...!!! بازم "Hell Class" ...  امان از این  "Hell Class" !!! بازم مثل همیشه دردسر!!! مجبور شدم گله‌گله بدمشون دست مهدی، محمد و مصطفی...  

حرف اضافه2: واقعاً شرمنده‌ی این همه نظرات گوهربارتون شدم!!! همین زوداست که کوله‌بارمو جمع کنم و برم که برم!!!!

+ نوشته شده در  ساعت 17:5  توسط "معــلـم زبان"  |